خدایا چرا بغضم شکست؟
قالب بلاگ رو عوض کردم...درسته تمام گرافیکایی که الان چند وقته طراحی کردم و تو بلاگ گذاشتم با پس زمینه مشکی ست شده بود..اما مهم نیست...حالم از قالب قبلیم به هم خورد دیگه!
این یکی پر احساس تره...در ضمن خرس هم داره
(خرسی خوشحال میشه!
)

کاش گوشه از احساسم را می دانست
تا بداند که با فکرش نفش می کشم!
و با آرزوی او زندگی می کنم
کاش کمی هم احساس داشت
تا صدای شکستن بغضم
او را ز من آزرده نمی کرد
چرا احساس دارم؟
چرا او ندارد؟
زندگی شکنجه گاه احساساتم شده است!
چرا تظاهر می کنیم که زندگی زیباست!؟
رک بگویم کاش کمی مرا دوست داشت!
خودم را اینروز ها در خیال او گم کرده ام!
از پیدا شدن بیزارم!
(یاشار)
پ ن:
1- متن بالا همینطوری اومد! زیاد به خودم ربطش ندید لطفا! (من غلط بکنم! این روزها دنبال این چیزا باشم!)
2- عشق زیباترین هدیه الهی است اما بایستی در مصداق آن توجه و دقت داشت
دوستان تا اطلاع ثانوی دیگر در این بلاگ نمی نویسم گاه نوشته هایم را در آدرس زیر منتشر خواهم کرد:
هر جا که روی آسمان آبیست....اما هیچ آسمانی ستاره های دیشب را نداشت!
یاشار
Share



