شقایق درد من یکی دو تا نیست اینقده زر نزن!
این روز ها سرم شلوغ تر از هر زمانیست...ترس کنکور..سال دوم...علی آباد کتول...پیام نور؟! یا زور؟! کجا؟
چندی پیش کاری رو شروع کردم....بله درست فهمیدید!

بیتکده دوباره باز شده....و چقدر باز شده!....و اینکه...این روز ها پای دزدان هم به بیتکده باز شده...دزدی معرفت دزدی عشق و دزدی انسانیت...ارزشها از میان رفته....
اما هنوز هم در این مرداب می شود چشم به حباب های سفیدی دوخت که هنوز به این مرض آلوده نشده اند و هنوز هم می توان امید داشت....بچه ها دلم خیلی گرفته! ! در حد تیم ملی!
از این ورم خیلی خوشحالم...از این ورم تشویش پدر موهامو! در آورده! بلند بلند!
امیدوارم همه چیز درست شه..! و درست میشه شک نکنید!
داستان زندگی به سبک یاشار ادامه خواهد داشت!
به درازای سریال لاست! و هیچ کس هم نمی تواند یاشار را تغییر دهد شک نکنید
همیشه گفتم همینی که هستم کم یا زیاد فدات...
دوستایی که گذاشتن معرفت می دونن پایه بودم نافرم...
اونایی هم که اومدن گفتن پشت سرم چی بگم! فقط بهشون میگم:
پشت سرم گفتی که من درگیر و قاطی قاطی ام تف به مرامت عوضی! از سرتم زیادی ام! 

بچه راستی گروه بیت در دوره جدید فعالیتش چند تا عضو خیلی خوب و کارا گرفته....
میلاد (MiLaD همون زیرنویس!)
هم الان یکی از اعضای گروه بیته...
آرش عزیز که تا یک چند سال دیگه باید بگیم دکتر آرش! 
و دکتر مهدی عزیز! 
و علی عزیزم!
که از اون بچه های بی کلک و ساده کپی خودمه! (بفرما نوشابه! )
و....این....اون...اون یکی....(هنوز قابل اعلام نیست ولی کف می نمایید!)
دم همشون گرم و تشکر که همیشه هوای منو دارن....
همیشه تو گروه بیت یک مشت عضو بودن که با عشق! فقط به عشق همدیگر و موفقیت گروهی کار میکردن...اونایی که خطشون این بود داخل شدند...اونایی که عوض کردند خطشون رو یا اصلا از اول اشتباهی اومده بودند هم بعد از چند وقت هیچ جایی تو گروه نداشتند!....
برای اطلاعات بیشتر برید http://www.Bitkadeh.net (مخصوصا اونایی که می خوان تو پروژه دوبله لاست به ما کمک کنند و دوبلر باشن!!! بدویید که آخرین مهلت 31 تیرماه 88 هست)
یه درد دل کوچیک:
مریم کار پذریشش درست شد! چهارشنبه داره میره آلمان....و بر می گرده دوباره میره...
هما!!! رو
هم هوایی کرده اونم داره کار می کنه زورش برسه یا نه مساله اینه... 
اگر این دو تا برن...هیچی دیگه...تنها تر از تنهایی میشم...البته دوستان همیشه لطف دارن...ولی خوب شاید به اینا عادت کردم.....واسه همینه که بدجور حالم بده!!







البته نت که مرز نداره خدا رو چه دیدی شاید جیغ ها رو بشه از اینجا هم سرشون کشید! 
فداشون انشال...هر جا میرن و هر کاری می کنن موفق باشن...
به به کنکور! میرم میام! امسال می خوام بزنم! می دونم خیلی اوضام خیطه! خیلی!!!!! چون هیچی نخوندم امسال!!!! درست میشه...ولی میزنم دیگه حال و حوصله استرس کنکور رو ندارم...این پشت کنکور هم اصلا جای مناسبی نیست! باور کنید 
زیست شناسی!
زبان! نمی دونم گیاه پزشکی....! هر چی شد!! فداش مهم نیست!
من که فقط امیدم به مهندسی کامپیوتر شیراز هست که آزاد زدم! چون تجربی ام دیگه نمی شه سراسری...امیدوارم ...یه جورایی بشه...نشد هم...فداتون!..به درک! مگه قراره همه دکتر شن...ترکوندم از اول از بس که گفتن تو فلانی! برن بمیرن! خسته شدم!!!!!
بابا من هیچکی نیستم! یه عوضی که شانسی همینطوری تو مدرسه نمونه و تیزهوشان گذرونده دورشو! شانسی هم رتبه بین المللی آوردم....به خدا! باور کنید! هنوز هم نمی دونم!! چی شد!! احتمالا اشتباه شده!!! من هیچکی نیستم...چرا توقع الکی دارین....به خدا الان دو سال چشم و گوشم حسرت یک دونه نفس کشیدن روی پشت بوم...رو داره!!!!
در باب خودکشی....بیخیال! تو هنوز می خوای مثلا کنکور بدی!!
بذار بدش
در ضمن که خودکشی هم کار خرترین انسان هاست! به به! امیدوارم هیچوقت خر نشم....
ادامه در ادامه مطلب!
Share



